أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

172

قانون ( فارسى )

به كار شده باشد و ناگهانى تب دق را به بدن ارمغان داده باشد . ممكن است يك سبب تب باشد . گاهى اين سبب ، تب روزانه توليد كند و ممكن است همين سبب تب دق به دنبال داشته باشد ؛ كه مسأله در اينجا شدت تأثير حرارت و ناتوانى حرارت است . سبب مذكور اگر زياد و به شدت حرارت را بر بدن چيره نسازد ، تب روزانه به بار آورد . و اگر همان سبب ، حرارت بسيار شديد و بسيار شعله‌ور بر اندامان تن مسلط كند ممكن است تب دق توليد شود . درست مانند حكايت آتش و هيمه ، آتش در هيمه مىگيرد . از طرفى گر گرفته است و از طرفى از حرارت آتش بخار از هيمه برمىخيزد . « 1 » بسيار اتفاق مىافتد كه تب عفونى و تب ناشى از ورم به تب دق تبديل شوند . اين در حالاتى رخ مىدهد كه حرارت تب بسيار شدت يابد ، بيش از اندازهء لازم غذاى بيمار تب كم‌مايه گردد و نگذارند بيمار آب سرد بخورد . در حالت تب عفونى يا تب ورمى كمتر مراعات حال قلب بيمار شده است ، داروهاى پاشيدنى و گذاشتنى براى نگهدارى از قلب به كار نرفته است و بويژه درحالىكه اندامان همجوار قلب از بيمارى آسيب‌ديده باشند ، مثلا حجاب - كه به قلب نزديك است - از حرارت تب تأثيرپذير شده باشد و به نگهدارى قلب نپرداخته باشند . در بعضى از حالات تب دق ، طبيب ناچار مىشود براى جلوگيرى از غش كردن بيمار و براى نابود نشدن نيروى بدنى بيمار ، شراب و آبگوشت و داروى مشك و امثال آن را به خورد بيمار بدهد . گاهى رخ مىدهد كه تب دق همراه تب عفونى يا تب ناشى از ورم بر انسان مهمان شود و تب بالاى تب ايجاد گردد . حالت تب دق در مراحل اوليه به زحمت تشخيص داده مىشود ؛ اما تا در اين مراحل باشد علاجش آسان است . وقتى كه تب به مراحل پايانى مىرسد ، تشخيصش آسان است و علاجش دشوار . اگر تب دق از نوع تب دق پژمردگى باشد و به مراحل پايانى برسد غير قابل علاج است . نشانيهاى تب دق به‌طور عام براى شناسايى حالت تب دق نشانيهاى متعددى هستند و از قرار زيرند : نبض بيمارى كه به تب دق مبتلا است ، نبضش باريك ، سخت ، پياپى و ناتوان است و بر يك حالت مىماند و تغيير و تفاوتى نمىكند .

--> ( 1 ) - شاعر وارستهء ما باباطاهر فرمايد : دلى عاشق ميثالى چووته ربو * سه رى سوژو ، سه رى خوناوه ريژو . م .